تبلیغات
قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر

قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر

از ماست که بَر ماست!


سردبیر- نمی‌دانم اسمت چیست یا چه‌کاره‌ای؟ یا اینکه دفعه چندمت است که «نشان سرخ» را می‌خوانی؟ اصلا می‌خوانی‌اش یا فقط صفحاتش را وَرق می‌زنی تا شاید روزی بخوانی‍‌‌اش!!! بگذریم، غَرَضم این نیست که پاسخ این سؤالم را بدهی، نَه. بگذار برویم سَرِ اصل مطلب. می‌خواهم بدانم در این چند سال و اَندی که از هبوطت به زمین می‌گذرد، تا به‌حال چقدر با شهدا سر و کار داشته‌ای؟ راستش را بگویی ها! آخر به شهدا که دیگر نمی‌توانی دروغ بگویی، می‌توانی؟ خُب! نگفتی، شهدا در زندگی تو چه جایگاهی دارند؟ اصلا دلت می‌خواهد جایگاهی داشته باشند در زندگیت؟ بگذار حرفم را واضح‌تر بگویم؛ مثلا در طول یک روز، (زیاد است؟ خُب یک هفته خوب است؟ شاید بگویی یک ماه!) نمی‌دانم! خلاصه... هرچند وقت یک‌بار چه مقدار از وقتت را به شهدا اختصاص می‌دهی؟ نوع کاری که انجام می‌دهی زیاد مهم نیست، فقط بگو چندوقت به چندوقت یادی از شهدا می‌کنی؟ اگر جوابی برای سؤالم داری که منتظر باش تا ادامه مطلب را بخوانی، و اگر هم جوابی نداری؛ مشکلی نیست، خُب ادامه مطلب را بخوان دیگر!

توی این مدتی که با شهدا بوده ای، نوع ارتباطت با آنها چگونه بوده است؟ خیالِ بد به سَرَت نیفتد ها! منظورم این است که رابطه‌ات دوجانبه بوده یا یک‌جانبه. یعنی فقط تو بودی که به یاد شهدا بودی یا آنها هم گهگاهی یاد تو بوده اند؟ مثلا جایی، گِره‌ای افتاده به کارت و تو متوسل شدی به آنها. یا اینکه رفتی تشییع پیکر شهدا و سؤالی در دلت داشتی که بعد به جوابش رسیده ای، البته با استعانت از شهدا. درواقع منظورم ارتباطاتی این‌چنینی است. و اینکه مثلا کاری برای شهدا کردی، هرچند کوچک، اما در عوض آنها کاری برایت کرده اند در حدِ المپیک! نمی‌گویم و نمی‌خوام دلایل مقدس ارتباطت را با شهدا زیر سؤال ببرم و اَنگِ «بِدِه، بِستانی» بودنش را به تو بزنم و فاتحه هرچه تا به‌حال کرده ام را بخوانم، نه! فقط می‌خواهم ببینم خودت را چقدر به آنها نزدیک می‌دانی؟ آنقدری که بتوانی به جرأت بگویی؛ مثل صمیمی‌ترین دوستانت، دوستشان داری و به فکرشان هستی و آنها هم نسبت به تو همین‌گونه‌اند؟ زیاد پیچیده‌اش نکنم. شده تا به حال در این دوستیِ شیرینِ دوطرفه‌، تو سَربه‌سَرشان بگذاری یا برعکس، آنها با تو شوخی‌شان بگیرد؟ یا اینکه خدای نکرده با آنها قهر کرده باشی و بدتر اینکه، آنها با تو قهر کرده باشند؟...

اینها، همه جریاناتی است که در دوستی‌های معمولی‌مان با آنها سر و کله می‌زنیم، پس منطقی است اگر مصداقش را در رابطه‌مان با شهدا نیز ببینیم. اینقدر گفتم و نوشتم نَه به‌خاطر اینکه وقتت را بگیرم، نَه! بلکه می‌خواهم اگر هرکدام‌مان نقصی در این ارتباط معنوی می‌بینیم؛ اول از همه، انگشتِ اتهام‌ِمان را به سمتِ خودمان بگیریم و خوبِ خوب فکر کنیم. و اگر به نتیجه مناسبی رسیدیم، سعی کنیم در تفکرات و نگرشِ‌مان نسبت به شهدا و دوستیِ با آنها تغییرات مثبتی ایجاد کنیم. متوجه منظورم که شدی؟ پس حواست جمع باشد، اگر مشکلی هم هست از جانبِ ماست، نه از شهدا. 

یا علی... .




پیج رنک گوگل