دوشنبه 30 تیر 1393  11:41 ب.ظ
توسط: نشان سرخ

این سه شهید انگار از یک مادر متولد شده بودند!

حکایت سه یار از زبان سردار عبدالحسین دهقان

 شجاع و قوی

شهید بابانظر کسی بود که پیش از انقلاب در تظاهرات حضور داشت و با توجه به اینکه ورزشکار بود و نفوذ خوبی بر جوانان داشت، تا پیروزی انقلاب اسلامی فعالیتهای مؤثری را در این زمینه داشت. ایشان در قائله‌های کردستان و گنبد حضور داشت و با نیروهای ضد انقلاب مبارزه می‌کرد. چند جایی که من در خدمت بابانظر بودم و ایشان را دیدم، فردی شجاع و فعال، ورزشکار و قوی بود. ایشان در کوهها و تپه‌های کردستان وسایل  نظامی را به راحتی حمل می‌کرد و به‌عنوان مسؤولی دلسوز در منطقه فعال بود.

یک گام جلوتر...

بیش از همه اخلاق، تقوا و مسؤولیت‌پذیری ایشان را به یاد می‌آورم، بابانظر در مسایل اخلاقی نمونه بود و با هیچ‌کس به تندی برخورد نمی‌کرد. مسؤولیت و جایگاه خود را به رخ کسی نمی‌کشید، که نشانه‌ی تقوای ایشان بود. با همه‌ی درگیریهایی که داشتیم از خدا دور نبود و حتی وقتی با ایشان صحبت می‌کردیم، حرفهایش رنگ خدایی داشت و به دور از نافرمانی خدا بود، بنابراین کسی را سراغ ندارم که از بابانظر دلخور باشد. به ایشان بابانظر می‌گفتند چون بابای رزمنده‌ها بود و با وجود مسؤول بودن، همیشه یک گام جلوتر از نیروهای خود در جبهه حاضر می‌شد.

هردو!

پیش از انقلاب و قبل از آشنا شدن با شهید بابانظر، شهید شریفی را می‌شناختم. ایشان فردی زحمت‌کش بود. مردم شهرستانهای خرم‌آباد و تربت‌جام(بویژه بالاجام) در انقلاب نقش مهمی داشتند، و شهید شریفی جزو اولین نفراتی بود که در کنار خیابانها سنگر می‌زدند و با ضد انقلاب مبارزه می‌کردند. بعد که وارد سپاه و جبهه شد، از افراد با اخلاق و مسؤولیت‌پذیری بود که شجاعانه در منطقه حضور داشت. شهید شریفی بیشتر همراه شهید بابانظر بود، چه در زمان عملیاتها و چه در زمان استراحت، خیلی به هم نزدیک بودند و بچه‌ها به شوخی به آنها می‌گفتند که اگر یک گلوله به سمت شما بیاید، هر دو با هم شهید می‌شوید!

با تقوی و شجاع

از ایشان هم مانند بابانظر، بیشتر اخلاق و تقوا و شجاعتش در ذهنم ماندگار شده و همچنین تدابیر زیرکانه‌ی فرماندهی ایشان در مواقعی که مسؤولیت داشت، مثال‌زدنی است.

فرمانده‌ای متواضع

شهید ابراهیمی را چند جا دیدم؛ یکبار در کنار رودخانه‌ای در ایلام و در مهران، که خیلی بزرگوار، بی ریا و متواضع بود. زمانی که خدمت ایشان رسیدم و به ایشان گفتند که آقای دهقان آمد. گفتند: «عبدالحسین خودمان است!» و به‌گرمی در کنار سنگر از من پذیرایی کرد.

سه برادر

به جرأت می‌توانم بگویم که این سه شهید انگار که از یک مادر متولد شده باشند، به لحاظ اخلاقی و تقوا شبیه هم بودند و همیشه با هم و در کنار هم حضور داشتند.

و...

همواره مدیون شهدا و خانواده‌هایشان هستیم. از خداوند می‌خواهم ثواب شهید را، آن زمان که مصلحت می‌داند به ما بدهد. اگر درب شهادت باز نیست، دریچه شهادت که باز هست! از خداوند می‌خواهم که در بستر بیماری جانمان را نگیرد و اجر شهید را به ما بدهد و ان‌شاءالله شهیدان عزیز دست ما را بگیرند.

روح الله وفایی


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 13 مرداد 1393
نظرات()   
   
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها

صفحه نخست..........چهارشنبه 21 بهمن 1394

30 نما از پرواز شهید مدافع حرم «حاج جواد محمدی»؛ از فرودگاه تا بهشت رضا (ع)..........سه شنبه 20 بهمن 1394

مراسم استقبال، وداع و تشییع پیکر پاک شهید مدافع حرم «جواد محمدی» در مشهد برگزار می شود..........شنبه 17 بهمن 1394

اطلاعیه قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر به مناسبت شهادت شهید مدافع حرم حاج جواد محمدی..........شنبه 17 بهمن 1394

بزرگداشت سرداران خراسانی عملیات کربلای 5 در مشهد..........سه شنبه 22 دی 1394

مراسم عزاداری دهه‌ی آخر صفر در خیمه الشهدا..........دوشنبه 16 آذر 1394

گزارش تصویری مراسم عزاداری دهه دوم محرم..........یکشنبه 10 آبان 1394

زیر پرچم اهل بیت (ع) در خیمه‌الشهدا..........چهارشنبه 6 آبان 1394

ویژه‌نامه اجلاسیه هفتم..........شنبه 10 مرداد 1394

گزارش تصویری از هفتمین یادواره سرداران شهید؛ بابانظر، شریفی و ابراهیمی..........جمعه 9 مرداد 1394

هفتمین یادواره سرداران شهید نظرنژاد، شریفی و ابراهیمی در مشهد برگزار می شود..........چهارشنبه 7 مرداد 1394

محفل قرآنی یادبود شهدا برگزار شد..........شنبه 6 تیر 1394

ویژه‌نامه‌ی نخستین یادواره‌ی سردار شهید ابوالفضل رفیعی..........سه شنبه 12 اسفند 1393

وصیت‌نامه‌ی شهید..........یکشنبه 3 اسفند 1393

صعود فرمانده..........یکشنبه 3 اسفند 1393

همه پستها

رهبری
شهید آوینی

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic