تبلیغات
قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر

قرارگاه فرهنگی شهید بابانظر

و سرآغازی دیگر...


سردبیر- کرم ابریشم چگونه تبدیل به پروانه می شود؟ فصلها چگونه جابه جا می شوند و تغییر می کنند؟ آسمانِ صاف چگونه ابری می شود؟ انسان چگونه رشد می کند؟ و... و یک ماهنامه چگونه تبدیل به فصلنامه می شود؟؟؟

کرم ابریشم و فصلها و آسمان و انسان و... را نمی دانم ولی دلیل تبدیل شدن ماهنامه نشان سرخ به فصلنامه را به خوبی می دانم!:

«...درست سال گذشته و حدودا همین ایام (فصل زمستان) بود که ماهنامه نشان سرخ پا به عرصه وجود گذاشت و به نوعی «متولد» شد؛ یک ماهنامه شهدایی چهارصفحه ای با تعداد عواملی کمتر از چهار نفر! و چهار- پنج شماره ای را در قالب ماهنامه منتشر کردیم و رسیدیم به یادواره بابانظر؛ یعنی صاحب اصلی این نشریه و بابای همه عوامل آن. ویژه نامه یادواره را 15- 16 صفحه ای بستیم و قرار را بر این گذاشتیم تا از آن به بعد، ماهنامه بشود؛ فصلنامه. طرح و برنامه ریزی فصلنامه ادامه داشت و ما این خلأ را با انتشار ویژه نامه های مناسبتی پُر می کردیم تا دری به تخته ای خورد و شهدا نظری به ما کردند و تعداد عوامل نشریه شدند بیش از دوبرابر! طرح فصلنامه بسته شده بود و عوامل هم از آسمان رسیده بودند و خدا خواست و همه چیز دست به دست هم داد تا؛ تولید اولین شماره فصلنامه، کلید خورد.»

و اما چند نکته مهم:

یکم؛ داستان بالا کاملا واقعی است و کم و زیاد و راست و دروغش هم بر گردن این بنده سراپا قصور و تقصیر!

دوم؛ توی یک سال گذشته، چه بلاها که بر سرمان نیامد و چه مصیبتها که نکشیدیم برای انتشار همان ماهنامه جمع و جور شهدایی. فراز و نشیبها، غم و شادیها، دشواریها و آسانیها مثل روزهای هفته می آمدند و می رفتند و ما را هم با خودشان به یک مسیر هدایت می کردند؛ مسیر شهدا. و پیمودن این مسیر دشوار و سرشار از پستی و بلندی، همه ما را به نتیجه ای جز این نرساند که: «سرزنشها گر کند خار مُغیلان، غم مخور!»

سوم؛ به قول حضرت امام(ره)، راه و رسم شهادت کور شدنی نیست. ما هم به همین امید زنده ایم و نفس می کشیم و قدم برمی داریم در همین راه پُر خیر و برکت شهدا. و اگرچه لیاقت شهادت را نداریم، ولی دلخوشیم و مفتخر به اینکه لااقل «خادم الشهدا» ییم.

چهارم؛ در طول یک سال گذشته، خواهران و برادران عزیزی بودند که به هر طریق ممکن به ما یاری رساندند؛ اجرشان با خدای شهدا انشاءالله. و اما برعکس، بودند عزیزانی که... خُب! بگذریم؛ اجر آنها هم با خدای شهدا.

پنجم و پایانی؛ همین که همزمان با تحول فصلها و بروز بهار طبیعت دچار این دگردیسی شده ایم را به فال نیک می گیریم و دستها را به سوی آسمان بالا می بریم و می گوییم: «یا مقلب القلوب و الابصار/ یا مدبر اللیل و النهار/ یا محول الحول و الاحوال/ حول حالنا الی احسن الحال. آمین.»

التماس دعا...




پیج رنک گوگل